عليرضا عضد الملك
78
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى )
محمد حسين هفت هشت سال قبل ، از آن راه به زيارت رفته بودند . از فوايد آن آبادى كه ذكر مىنمودند يكى آن است كه در آن محل [ در گذشتهها ] اشرار ايلات آن حدود داونرد سرقت و شرارت مىكشيدهاند [ و ] كمتر وقتى زوّار از آنجا به سلامت عبور مىنمودهاند . يكى از فوايدش اين است كه در زمستان آنجاها برف بسيار مىآيد ، خصوصا در همان درّه كه از كثرت برف با فرق كوه همسرى مىنمايد . اغلب اوقات زوّار و مترددين در ميان برف هلاك مىشدند و نمىتوانستند خود را به هارونآباد يا كرند برسانند . همچنين در تابستان از حرارت هوا و بىآبى و طول مسافت بر مردم صعب مىگذشت . حال از آبادى آن مزرعه جميع اين احتمالات مضرّه مرتفع است . الحمد اللّه تعالى از فضل خدا و آيات عدالت حضرت ظلّ اللّه روحنا فداه مسالك و طرقى كه پيش از اين باد بىبدرقه نمىگذشت و غول بىسلاح نمىرفت ، امروز معدن خصب و نعمت است و مسكن امن و راحت . از آن مزرعه [ كه ] اول جلگهء كرند است كوهى كه در يمين جاده است با كوهى كه در يسار است از بن تا فرق به يك ارتفاعند . ولى بن كوه يمين كه كرند در ذيل او است با فرق كوه مقابل برابر است و از آنجهت است كه جلگه سراشيب است . در وسط جلگه و كنار راه مزرعهء چشمه سفيد است كه آن نيز احداثى خسرو خان مشار اليه است . قريب پانزده خانوار رعيت و سكنه دارد . متصل به آن ، مزرعهء ديگر [ ى ] است موسوم به طلسم ، ملكى ميرزا محمد خان گوران ، عموى ملك نياز خان ، است . خود او از كرمانشاهان همراه بود ، مذكور نمود در جنب مزرعهء طلسم تلّى است چنان مىنمايد كه خاك دستى ريختهاند . چندى قبل زمينى را گاو انداخته خيش 56 مىزدند ، گاوآهن به چيزى گير كرده بود ، پس از آنكه بيرون آوردند لولهء توپ بود . خلاصه ناهار را در كنار چشمه سفيد خورده سوار شديم . يك فرسنگى كرند عباس قلى خان برادر ملك نياز خان با پنجاه شصت سوار گوران استقبال نموده و رعايا با قربانى خارج آبادى ايستاده بودند . شرايط تشريفات ورود نذر همايونى را شايسته به عمل آورد . قريب ظهر وارد شديم . در ميان باغات كه در دامن كوه واقع است به زمينى مسطح چادر زده صندوقهاى خشت مبارك را به زير آورده و خود نيز در چادر فرودآمدم . اما كرند در ميان دره [ اى ] واقع شده ، بدين طريق كه [ در ] اوّل دره نزديك به جلگه وسعت دارد و هرچه بالا مىرود تنگ مىشود . باغاتش در دهن دره و دامن كوه است و خانههايش در نهايت دره است . خانهها و باغات ، مرتبهبهمرتبه است ، چنانكه بام خانهء تحت ، سطح حيات خانهء فوق است . همچنين باغات بسيار خوشوضع واقع گرديده و آن دره كه در آخر تنگ مىشود ، تخمينا صد و پنجاه ذرع دهنه دارد . آنجا منتهى مىشود به محوطه [ اى ] در وسط كوه كه راه آن محوطه از همين درّه است و اطرافش كوههاى سخت و مرتفع [ قرار دارد ] . در ميان آن دره چند خانهء معدود و باقى تماما باغات است . مكانى است در كمال رزانت 57 و بعضى چشمهها دارد كه جمعا رودخانه [ اى ] مىشود و از آنجا به وسط درّه